به روز شد:خبر فوری:رای گیری جشنواره سینمایی SyFy شروع شد

دنیل رادکلیف و جی کی رولینگ و اما واتسون و فیلم محفل ققنوس توی این راگیری هست .رقبای دنیل رادکلیف کسایی مثل ویل اسمیت و جانی دپ و...هستن و رقبای اما واتسون کسایی مثل نیکل کیدمن و هلنا بونهام کارتر هستن.پس سریع به لینک زیر برید و به اونا رای بدید تا هم دنیل و جی کی رولینگ و اما و فیلم محفل ققنوس رای بیارن.پس اینجا کلیک کنید و به اونا رای بدید

 

سلام برو بچه های بیکاری که توی تابستون ول میچرخن...هوی بچه روز مادر واسه مامانت کادو خریدی؟نخریدی؟از جلوی چشمام دور شو بی نزاکت...یه ذره ادم باش....ولی الان انصافا با پدرا سخت همدردی میکنم....جیبا خالی شد انقدر که کادو واسه این مامانا خریدن....البته بایدم بخرن....این همه این مادر زحمت کشیده ....خب بایدم پدر کادو بخره.....من این روزو اول به مامان خودم تبریک میگم ...البته فوت کرده ولی خب به هرحال میتونم تبریک بگم دیگه.....بعدشم به مادر بزرگ عزیز دلم که قربونش برم تبریک میگم....بعدشم به خواهر گلم که الهی  بمیرم واسش....بعد دیگه کی موند؟....ااااا....دیگه کسی یادم نیومد حالا بعدا فک میکمنم بازم تبریک میگم.....بعد یه تبریک کلی هم به تمام مامانای دنیا......تولد حضرت فاطمه هم مبارک....حالا از بحث روز مادر میکشیم بیرونو وارد یه بحث دیگه میشیم

اهان....راستی سه تا پیغام شخصی و یه پیغام عمومی داشتم که توش گفته بود داستان طنز هم بنویسم....خب من فکر کردم یه تصمیمی گرفتم...از این به بعد یکی در میون کار میکنم توی یه اپ داستان طنز مینویسم و توی اپ بعدیش ادامه همون داستان جدیه رو میزارم.خب این دفعه اون داستان طنزه رو میزارم...روز عیدم هس بخونید شاد شید

عکس که والا فعلا چیزی در دسترس نیست...این دنیل رادکلیف هم فقط یاد گرفته بره فیلم و نمایش بازی کنه دیگه افتخار نمیده چارتا عکس بندازه....پس یه سره داستانو میزارم

عنوان:اکران فیلم ششم هری پاتر

سلام دوستان عزیز امیدوارم روز خوبی رو داشته باشید خب امروز  روز بزرگیه...روز اکران فیلم ششم هری پاتر، یعنی هری پاتر و شاهزاده دورگه هست و همه طرفداران هری پاتر منتظرن که این فیلم رو با حضور بازیگران تماشا کنند.اینجا توی لس آنجلس هوا بارونی و بینهایت سرده ولی با این وجود سیل عظیمی از طرفداران هری پاتر پشت نرده ها ایستاده اند و منتظرند تا بازیگران مورد علاقشون پا بر رو فرش قرمز بزارن....و بله...بالاخره اومدن...دنیل رادکلیف که در جلوی همه قرار داره پا بر روی فرش قرمز گذاشته و به محض ورودش همه طرفدارا جیغ میکشن. اون الان داره برای طرفدارا دست تکون میده....و در کنارش اما واتسون و روپرت گرینت هستند و پشت سرشون بقیه بازیگرا...بونی رایت وکتی  لیونگ وجیمز و الیور فلپس و....شلوغی اینجا واقعا دیوانه کنندس.... بزارید که با هر کدوم از بازیگرا مصاحبه ای داشته باشیم....الان دارم به سمت دنیل رادکلیف میرم اون لبخندی میزنه و مودبانه سلام میکنه

_سلام دنیل

_سلام

_چه احساسی داری که برای صدمین بار پا بر روی فرش قرمز میزاری و با طرفدارای بیشمارت مواجه میشی؟

_خب راستش این خیلی هیجان انگیزه...همه چیز فوق العادس...وااای چقدرم اینجا دختر وایسا....اهوم.....منظورم اینه که وای چه جمعیتی...

_میدونم کاملا منظورتو فهمیدم...خب ببینم بعد از امریکا برای اکران فیلم به کدوم کشورا میری؟

نگام به دنیل افتاد که داره با حیرت به طرف طرفداراش نگا میکنه و حیرت زده زیر لب گفت:اوه...خدایییی من....اون دختره رو.....ببخشید من باید برم.

بعد سریع رفت طرف یکی از طرفداراش و نفهمیدم چی شد....حالا به سراغ اما واتسون میریم که لباس زیبا و خیره کنندش همه طرفدارا رو حیرت زده کرده.....اون لباس فسفریه بلندی پوشیده که پایین دامنش خالهای ریز بنفش به چشم میخوره و دور استین لباسش یه عالمه تور نارنجی دوخته شده...دور یقشم پولکهای طلایی رنگیه که واقعا خیره کنندس....واقعا این لباسو از کجا خریده؟کفششم یه کفش راه راه قهوه ای صورتیه(پسسسر عجب دیزاینی) خلاصه من به طرفش رفتم و گفتم:سلام اما

_وااای سلام....خیلی هیجان زدم...میدونی...این جمعیت حیرت انگیزه....البته این امر کاملا عادیه....حضور بازیگرایی چون من و دن و روپرت باعث میشه که این همه جمعیت توی بارون به طرف  سینماها بیان تا شاهد اکران فیلم باشن.

_اوق....ببخشید منظور بدی نداشتم ...خب اما ....

_دنیل کجاس...ای وای...دنیییی

_ای بابا اینم رفت

به سراغ بونی رایت میریم اونم  لباسش کار اصله _____(اسم مارکو نگیم بهتره تبلیغ میشه)اصلا خود دیزاینر رسما این لباسو واسه بونی دوخته...لباسش واقعا فوق العادس.....یه لباس سرخابی خیلی بلنده که دنباله دامنش روی زمین کشیده میشه وروی لباس نقش ابر و باد حک شده. دور کمرش هم یه کمربند سرمه ای بسته که ازش یه زنجیر نقره ای اویزونه....کفششم معلوم نیس چون دامنش خیلی بلنده .به طرفش رفتم که باش مصاحبه کنم اونم به طرف من اومد که یه دفعه دامنش رفت زیر پاش و نقش بر زمین شد...همه از خنده منفجر شدن و بونی رایت که صورتش رنگ لباسش شده بود با کمک اما واتسون از زمین بلند شد...خلاصه بیخیال مصاحبه با این یکی شدم...به طرف روپرت رفتم ....اونم داشت به دنیل میگفت:دنیل ...هی...اون دخترم خوبه ها...ایول...میخوای برم شمارتو بش بدم...تو روت نمیشه من میتونم شماره بش بدماا.....

دیگه کاملا بیخیال شدم و از خیر مصاحبه گدشتم .این همه راه پا شدم از ایران رفتم لس انجلس که چی بشه؟با یه عده خز و خیل ادم ندیده مصاحبه کنم....توی همین افکار بودم که یهو.....

_موظب باش

پخل

اول احساس کردم که دارم پرواز میکنم ولی بعدش یهو دیدم که بدنم روی زمین افتاده و یه عالمه جمعیت دورم جمع شده....صدای یکی رو شنیدم که گفت:مرده؟

_فک کنم مرده

_به اورژانس زنگ بزنیم؟

_نه بابا مرده دیگه ولش کنید

_بچه فیلم افتتاح شدا

_وای راس میگه بریم فیلمو ببینیم بعدا میاییم جمش میکنیم

_به طرف هری پاتر.....هوارااااااا

من هر چی داد زدمو گفتم برگردید ....برگردید ....ولی کسی صدامو نمیشنید و منم که مثل پر سبک شده بودم بالا و بالاتر رفتم تا اینکه به جایی رسیدم که احساس کردم روی ابراس....حس سبکی واقعا بینظیر بود....اما یک دفعه اطرافم تاریک شد و سیاهی همه جا رو فرا گرفت....نه میتونستم حرف بزنم نه صدای خودمو میشنیدم...دست و پاهام هم کاملا بیحرکت مانده بود و  هرچقدر تلاش کردم نتونستم حرکتشون بدم....خلاصه که انگار بین زمین و اسمون معلق بودم....همه جا تاریکی بود هوا جریان نداشت.... که در همون لحظه صدایی به گوشم رسید

_تو مردی

_چی؟

_گقتم تو مردی

_واااا....من که هنوز زندم

_نه این روح توئه

_واقعا؟

_حالا میخوایم به تو بگیم که جایگاهت کجاس....تو بنده بدی بودی.....تو در تمام مدت داشتی تلاش میکردی که شخصیت چند نفر رو خراب کنی

_من که ادم خوبی بودم...نماز میخوندم...روزه میگرفتم

_نه ولی تو چند نفرو در دنیا سخت ضایع کردی

_کی رو ضایع کردم؟

_دنیل رادکلیف و اما واتسونو بونی رایتو....

_خب اونا کلا ادمای ضایعی بودن...به من ارتباطی نداشتن....

_نه اونا ادمای خوبی بودن...حالا باز اما واتسون یه چیز...بونی رایتم یه ذره بی خود بود ولی دنیل رادکلیف خیلی ادم خوبی بود....

_نه اون نمایش ضایعی بازی کرده بود...اسمش چی بود؟ اهان اکوس...اره ....اون نمایش اکوس رو بازی کرده بود که خیلی بد بود....درست نیست من به خاطر اون مجازات بشم

_درسته که اون نمایش اکوسو بازی کرده بود ولی تو حق نداشتی به خاطر کاراش اونو اذیت کنی....اون خودش بعدا به سزای اعمالش میرسید...به غیر از اون تو همش اما واتسونو بونی رایتو مسخره کردی...همش لباساشونو به سخره گرفتی

_نه....خواهش میکنم....دیگه مسخرشون نمیکنم ....بزارید برگردم جبران میکنم....

_پشیمانی سودی ندارد.....اگر به دنیا برگردی  بازم اونا رو مسخره میکنی

_نه یه فرصت دیگه....خواهش میکنم

_خب برو ولی اگه باز هم اونا رو مسخره کنی دیگه نمیتونی جبران کنی.

در همون لحظه با سرعت نور پایین رفتم و وارد جسمم شدم و تازه درد بدنمو حس کردم

30 سال بعد

_هوی آرین زمین و شستی؟خوب دستمال بکشا....امروز دنیل اینا اینجا مهمونن...راستی بونی ازم خواست که فردا تو رو بفرستم خونشون که خونشونو تمیز کنی ...خب؟

_چشم خانوم واتسون

_اه اه اه.....این چه طرز اتو کردنه....این مثلا اتو شده؟

_ببخشید خانوم کارا زیاد بود نتونستم خوب اتوش کنم

_میزارمش کنار دوباره اوتو کناااااا

_چشم خانوم

30 سال بعد

_مواظب باش

پخل

_مرده؟

_فک کنم

_بنده خدا

_ولی دیگه پیر شده بود بابا

_اره ولش کنید

من هر چی داد زدمو گفتم برگردید ....برگردید ....ولی کسی صدامو نمیشنید و منم که مثل پر سبک شده بودم بالا و بالاتر رفتم تا اینکه به جایی رسیدم که احساس کردم روی ابراس....حس سبکی واقعا بینظیر بود....اما یک دفعه اطرافم تاریک شد و سیاهی همه جا رو فرا گرفت...نمیتونستم حرف بزنم یا دست و پاهامو حرکت بدم....خلاصه که انگار بین زمین و اسمون معلق بودم....همه جا تاریکی بود. هوا جریان نداشت که در همون لحظه صدایی به گوشم رسید

_تو مردی

_میدونم یه بار تجربشو داشتم

_خب پس الان باید نامه اعمالتو بت بدیم

_واقعا؟

_ اری....درود باد تورا بهشت رضوان که عمری جاویدان در ان خواهی داشت

_میرم بهشت؟

_اره...تو هم نمازتو خوندی هم روزته گرفتی و در ضمن دیگه کسی رو مسخره نکردی

_ایول....دارم میرم بهشت

بعد نوری تمام محیط اطرافمو فرا گرفت و بعد من خودمو توی یه دشت سر سبز دیدم و تا سالیان سال اونجا زندگی کردم.

 

حالا شما از کدوم دسته اید؟میرید بهشت یا به خاطر تخریب شخصیت عده ای میرید جهنم؟

 

خب حالا خبر

خبر اول

وارنر براز تاریخ اکران بین المللی فیلم سینمایی هری پاتر و شاهزاده دورگه را برای اکثر نقاط دنیا اعلام کرده است. سال قبل با خبر شدیم که این فیلم اول آذر 1387 (21 نوامبر 2008) در ایالات متحده اکران می شود.

29 آبان (19 نوامبر)
بلژیک، مصر

30 آبان (20 نوامبر)
آلمان، یونان، هلند، اسرائیل، پرتغال، روسیه، سوئیس (آلمان)، اکراین، مالزی، فیلیپین، سنگاپور، تایلند، آرژانتین، شیلی، مکزیک، پرو، پرتو ریکو

1 آذر (21 نوامبر)
اتریش، دانمارک، فنلاند، ایسلند، ایتالیا، نروژ، لهستان، سوئد، ترکیه، انگلستان، هند، اندونزی، ژاپن، برزیل، کلمبیا، پاناما

6 آذر (26 نوامبر)
فرانسه، سوئیس (فرانسه)

7 آذر (27 نوامبر)
کرواسی، جمهوری چک، لبنان، بقیه کشورهای خاورمیانه، صربیا (یوگوسلاوی)، اسلواک، اسلوانی، بولیوی

8 آذر (28 نوامبر)
بلغارستان، قبرس، استونی، مجارستان، لاتویا، لیتوانی، رومانی، اسپانیا، اروگوئه، ونزوئلا

15 آذر (5 دسامبر)
افریقای جنوبی

21 آذر (11 دسامبر)
استرالیا، نیوزلند

28 آذر (18 دسامبر)
هنگ کنگ، کره

احتمالا تاریخ اکران در امارات متحده عربی 7 آذر خواهد بود و هم وطنان ایرانی که مایل به دیدن فیلم در سینما هستند می توانند در آن تاریخ به این کشور سفر کنند.(کلا هم که ایران هیچی....هی خدا)

خبر دوم

اسکلاستیک، ناشر امریکایی هری پاتر سایت خود را با آزمون جدیدی از هری پاتر برای فصل تابستان به اسم “هری در تعطیلات تابستان چه کار می کرد” به روز کرده است.

“تابستان کنار دورسلی ها؟ تقریبا به بدی درگیر شدن با ولدمورت هست.تا چه حد اتفاقات تابستان های گرم هری را فراموش کرده اید؟”

برای انجام این آزمون که فقط سه بار اجازه خطا به شما می دهد، اینجا را کلیک کنید.

خب دیگه من رفتم...