امروز روان ندارم که نیا رو اعصابم یهو دیدی چنان زدمت که جهت برخوردو تشخیص ندادی.خب شمام جای من بودید روان براتون باقی نمیموند دیگه.توی سوز سرما واساده بودیم جلوی در مدرسه منتظر سرویس حالا مگه مردک میومد؟تا ساعت 2 ما منتظر بودیم ایشونم با خیال راحت نیومد.حالا رفتیم به مدیر میگیم واسمون اژانس بگیر میگه حالا شما که واسادید یه نیم ساعت دیگم روش.دیگه میخواستیم خودمونو اتش بزنیم.خلاصه نیم ساعت دیگم واسادیم دیگه دیدیم نمیاد رفتیم الحمدالله اژانس گرفتیم و اومدیم خونه.وگرنه الان شما بی آرین میشدید.اومدم خونه احساس میکردم که دیگه پا برام باقی نمونده.از سرما بن کل یخ زدیم.حالا خیلی روان داشتیم، یه پیرمرده ام اومده گیر داده میگه من میخوام ماشینمو بزنم تو خونه ام نمیتونم.این ماشین مال شماس؟هی رفت هی اومد پرسید منم عصبی شدم هر چی از دهنم در اومد بش گفتم.اخه یکی نیست بگه اگه اون ماشین مال ما بود ما تو سوز سرما واساده بودیم تا سرویس مدرسه بیاد؟!!!!!!!!!!....بله؟چی؟داستان؟برو بابا دلت خوشه ها من میگم دارم یخ میزنم تو میگی داستان بنویس؟
مخصوصا با اون خبری که من دیشب تو اینترنت خوندم دیگه هیچی.دیگه اعصاب واسه من نمونده....بگم؟بگم؟بگم چی شده؟نچ....فایده نداره....این خبر نباید جایی درزپیدا کنه....عمرا......البته بزار بگم...من نگم یکی دیگه میگه....بالاخره که همه این خبرو میفهمن...خب بزار بگم...دیروز تو اینترنت خوندم....اخه نمیشه بگم.....ها ها ها...حرصت دراومد؟خب بت میگم...البته این خنده های من همه هیستریکه ها فک نکن خیلی خوشحالم. دارم از اندوه میمیرم.....دیدی بدبخت شدم؟دیدی؟دیدی هوو اورد بالای سرم دیدی؟دیدی خیانت کرد؟![]()
هیچی اقا جون دنیل رادکلیف گفته که دختر مورد علاقشو پیدا کرده و به زودی میخواد باش نامزد کنه.....(الان من دارم ار میزنم از گریه)هیییی....دنیل....دنیل.....دیدی بی دنیل شدیم؟دیدی هوو دار شدیم؟دیدی یکی گولش زد؟....خلاصه که شکست عشقیه بدی بود....ولی باید قبول کرد دیگه....برای دیدن عکسای نامزدشم روی لینک زیر کلیک کنید
www.mugglenet.com/Danphotos434/dkri636
www.mugglenet.com/Danphotos434/dk97937
خب دیگه مرسی از همدردیتون. همه دخترای دنیا الان مردن دیگه...همه سکته زدن....چه کار میشه کرد این اتفاقی بود که دیر یا زود می افتاد...چی؟تو چرا گریه میگنی؟نکنه انتظار داشتی که بیاد تو رو بگیره؟ها؟مرگ....اگرم زن نمیگرفت مطمئن باش که تو رو هم نمیگرفت...از این بابات خیالت راحت....دخترای محترم واسشون ارزوی خوشبختی کنید. بابا چرا فحش میدید؟اا دخترم چرا بد و بیراه میگی؟یه عمر همه در کنار هم الافش بودیم...چه روزایی بود...بشینید برای بچه هاتون داستان دنیل رادکلیف نامدار روتعریف کنید .بگید یکی بود یکی نبود یه روز یه دنیلی بود که....دیگه بستگی به خودتون داره که شخصیت دنیل و چه جور جلوی بچه تون نشون بدید.ممکنه به عنوان یه ادم خائنی که به شما پیشنهاد ازدواج داد ولی رفت یکی دیگه رو گرفت ازش یاد کنید، میتونیدم ازش یه شاهزاده سوار بر اسب سفید رو بسازید که در راه خانه شما بود که باد اومدو بردش.....دیگه خود دانی...ولی یه چیزم بدون انقدر زود گول حرفای یه کسی رو که یک ساعت و نیم جلوی در مدرسه تو سرما مونده رو نخور چون طی اون یک ساعت مغزش دستخوش تحولاتی شده.....هاهاهاهاها...گول خوردی ای گول خوردی...هاهاهاهاها
......احتمالا با خودت چقدر حرص خوردی که چرا عکسا باز نمشه...الهی بگردم خب انقدر حرص نخور واسه هیچ کس باز نشد ایشالله بزرگ میشی یادت میره....ببین فحش نده تمام هدف من اینه که به تو درس نحوه زندگی تو اجنماع رو بدم.این دروغ کلی نکته اخلاقی داشت.مثلا:
1_انقدر زود باور نباش
2_انقدر به یکی دل نبند که وقتی رفت زن گرفت تو در عرض یه ثانیه قلبت بیاد تو حلقت(اینو خدایی راس گفتم)
3_(از همه مهمتره امکان داره تو کنکورم بیاد)هیچ وقت حرفای کسی رو که یک ساعت و نیم رو در سرما گزرونده رو باور نکن چون بی تردید در اون سرما خون در رگهای مغزش یخ زده.
حالا شاید بپرسید این سوال چه جور در کنکور میاد.خب اینجوری:
حرف چه کسی رو باور نکنیم؟
الف_کسی که در افتاب بوده
ب_کسی که به مدت 1 ساعت در سرما بوده
ج_کسی که به مدت یک ساعت و نیم در سرما بوده
د_کسی که در بستر مرگ بوده
گزینه الف که بی تردید مردود است وگزینه دال هم همینطور چون احمق کسی که در بستر مرگه اخه حوصله داره دروغ بگه؟!!گزینه ب هم مردود است چون کسی که به مدت 1 ساعت در افتاب باشه بعد از 45 دقیقه یخ مغزش باز میشه و اما گزینه ج که گزینه صحیح است.که ممکن است فرد تا مدت 10 الی 20 روز مغزش درست کار نکنه
(متاسفم که اینو میگم ولی در طول این مدت منتظر پستهای بعدی من باشید
)
خب دیگه زیاد فرمایشاتمو عرض کردم چندتا عکس ببینید:
حالا خبر
خبر اول
پیش از این به اطلاع شما رساندیم که دنیل رادکلیف، هنرمند نقش هری پاتر، قرار است در فیلم سینمایی جدیدی به نام سفر بازی کند. حالا اطلاعات و مقاله های جدیدی در مورد این فیلم در خبرگزاری ها و سایت های مختلف منتشر شده است که اگر به دنیل رادکلیف علاقه دارید، میتوانید ان را مطالعه کنید
![]() |
| تصویر واقعی دن الدن |
فیلم سینمایی “سفر مقصد است (The Journey Is the Destination)” داستان زندگی چهار روزنامه نگاری است که در طی جنگ های داخلی سومالی به فعالیت خبرنگاری خود می پردازند. در این فیلم، دنیل رادکلیف قرار است نقش عکاسی به نام دن الدن (Dan Eldon) را بازی کند که در سال 1993 در پایتخت سومالی کشته شد. فراموش نکنید که این داستان بر اساس اتفاقی واقعی ساخته شده است و دن الدن نام ساختگی نیست. مادر آقای الدن تا به حال اجازه نداده بود که هر کسی نقش پسر او را بازی کند تا سرانجام دنیل را قبول کردند.
ایشون در وبلاگ شخصی خود در مورد دنیل گفتند:
“دنیل رادکلیف برای این نقش کاملا مناسب هست. اون جوونه، بیش از حد با استعداده، سن مناسبی برای این نقش داره و به نتیجه کارش اهمیت میده اما جدای از این حرفها، اون یه حس بانمکی و شوخ طبعی بزرگی داره و انرژی عظیمی رو به گروه تزریق میکنه. اون برای مدت زمان زیادی نقش یه جادوگر رو بازی کرده. توانایی دنیل فرای از توانایی جادوگر ها هست، اون میتونه روح و ذهن همه رو فعال کنه درست مثل قهرمان خودش یعنی رالف والدو امرسون.” (رالف والدو امرسون نام یک نویسنده ی فیلسوف امریکایی است.)
خبرگزاری رویترز هم در مورد این فیلم، این طور نوشت:
“کتی، مادر الدن، به روزنامه Observer گفت که اون تا به حال با بازیگران و ستاره های مشتاق زیادی ملاقات کرده که خواستار ایفای نقش پسر او بوده اند اما رادکلیف مناسبترین و بهترین شخص برای اینکار بود، آن هم به دلیل شباهت ها و توزان هایی که بین این دو شخصیت وجود داره، مثل دورنمای کلی، جادو و شعر.
اسامی بازیگرانی که مشتاق بازی نقش الدن بودند که مادر او نپذیرفت:
هیث لجر (Heath Ledger)
رایان فیلیپ (Ryan Phillippe)
ارلاندو بلوم (Orlando Bloom)
واکین فینکس (Joaquin Phoenix)
اطلاعاتی از فیلم سینمایی سفر مقصد است:
کارگردان: براون ون هیوز
نویسنده: جان ساردی
تاریخ اکران: 2009
(IMDb)
انجمن كتابخانه امريكا (ALA) كه به تازگي جايزۀ اديسه را به آخرين كتاب صوتي هري پاتر داده بوداين بار كتاب “هري پاتر و يادگاران مرگ” را در فهرست جديد كتاب هاي برجستۀ كودكان در بخش “خوانندۀ قديمي” قرار داده است. به گفتۀ اين انجمن، “در بخش كتاب هاي كودكان، برجسته به كتابي اطلاق ميشود كه كيفيت خاص و ستودني داشته باشند، فضايي خلاقانه و پرمخاطره ارائه دهد و تخيل، معلومات، شعر و مناظري براي همۀ سنين داشته باشد كه علاقۀ كودكان را از طرق خوب جلب كرده و گسترش دهد.”
خبر سوم
روزنامۀ Times فهرستي از۵۰ نویسنده بزرگ بریتانیا در طي 63 سال اخير (پس از پايان جنگ جهاني دوم) تهيه كرده است كه جی کی رولینگ، نويسندۀ كتابهاي هري پاتر در ردۀ 42م قرار گرفته است. اين روزنامه در مورد كتابهاي هري پاتر نوشته است:
“كودكان و نوجوانان براي اين كتابهاي هري پاتر را مي خوانند كه آنها را دوست دارند، همچنين رولينگ توانايي عجيبي در نگه داشتن خواننده تا آخرين صفحۀ كتاب دارد.”
“او جهاني را خلق كرده كه بچهها مي خواهند وارد آن شوند و هرگز خارج نشوند. مانند تمام نويسندگان بريتانيايي كلاسيك كتاب هاي فانتزي كودكان، رولينگ نيز حماسه را به طور مداوم در جهان روزمره و داخلي خود قرار داده است. بله، او از عناصر آشنايي، مانند جادوگرها، ساحرهها، مدارس شبانه روزي و بچۀ يتيمي كه افتخار ميآفريند، استفاده مي كند (به من نويسندهاي «تحصيل كرده در شاخۀ ادبيات» نشان دهيد كه ريشه هايي از آثار نويسندگان ادبي گذشته استفاده نكرده باشد.) اما او دنيايي جديد و پر جزئيات مي سازد كه آن وقايع را در خود ندارد. با وجود اين كه جهانش اصلاً ساده نيست، آن را با طعنههايي به سياست، آموزش و رسانه همراه ميسازد. اين داستانهاي عالي، بچه هاي نسلهاي آينده را خواهد ترساند و شيفته، سرگرم و شاد خواهد كرد.
كتابي از رولينگ كه بايد خوانده شود: “هري پاتر و سنگ جادو” (1997) - چون هميشه يك داستان خوب را بايد از ابتدا آغاز كزد.”
فيليپ پولمن (43)، رولد دال (16)، سي.اس.لوئيس (11)، جي.آر.آر.تالكين (6)، جورج اورول (2) و فيليپ لاركين (1) بقيه نويسندگاني هستند كه در اين فهرست به چشم مي خورند.
تبريك ميگوييم، جو!





