آآآآآآآآآ....من دیگه خیلی روحیه گرفتم...دارم میترکم.....4 روز تعطیلی....آآآآآآ....یکی منو از برق بکشه......آآآآآآ....خوب حال کردینا...توی سه روز تعطیلیو برف بازیو....اسکیو....ایشالله بهمن بیاد توی پیست شمشک،تواٌم با اسکی بازی کردن بری زیر بهمن دیگه در نیای.....ایشالله بری بیرون ماشینت خراب بشه هیچ کس حاضر نشه بت کمک کنه توام از سرما همونجا بمیری بیاییم جمت کنیم ببریم خاکت کنیم...البته حالا چون چند روز برفه باید چندروزی رو مهمون مرده شور خونه باشی تا بعد از بهار ببینیم برات چی کار میتونیم بکنیم....خاک بر سرم الان میایید خفم میکنید....من خیلی شومم...هاهاهاها...تعطیلات با مغزم چه کرده.......تازه خبر ندارید که براتون یه داستانم نوشتم....البته چرت پرته ولی واسه بیکاری بد نیست...الان تصور کن نشستی جلوی شومینه و هیزمم داره توی شومینه میسوزه...بوی چوب نیم سوخته میادی.یه قهوه داغم کنارته ودر حالی که قهوتو میخوری داستانه منم میخونی....توصیفو حال کن...فکر کنم الان دیگه کاملا وسوسه شدی که داستانو بخونی.حالا بشین بخون...نخوندیم نخون بشین به جاش برنامه های مضخرف تلویزیونو ببین.
حالا داستان
هری توام!!!!
_هری جونم پاشو ...زود باش بیدار شو قرار بود بریم بیرون امروز....بیدار شو دیگه
_ها؟
_عزیزم بیدار شو دیگه
_تو برو با بچه ها .من حالا میام
_عزیزم بدون تو که نمیشه
خلاصه از جینی اصرار و از هری انکار تا اینکه جینی ناچار شد صبح روز کریسمس به جای اونکه همراه شوهرش و فرزندانش به خرید بره و از اونجا بره سینما،مجبور شد تنها با اون سه تا بره بیرون.راستش خیلی ناراحت شد ولی به روز خودش نیاورد.
شنبه.شب کریسمس.ساعت 8 شب
سر میز شام
_آل بشین سر جات....جیمز انقدر سر به سر آل نزار...نه آل ولش کن
_مامان اون همش انگشتشو میکنه تو ظرف سوپم
_جیمز خیلی بی تربیت شدی
_یه ذره از من یاد بگیرید
_لیلی راس میگه از اون یاد بگیرید
_همینم مونده از لیلی لوس کار یاد بگیریم
_جیمز مودب باش....هری نمیخوای چیزی بهشون بگی؟!!
هری در حالی که با بیحوصلگی غذایش را زیر و رو میکرد گویی با شنیدن اسمش ااز دنیایی دیگر خارج شد و با حواسپرتی گفت:چی؟
_حواست کجاس هری...میگم بچه ها رو یه ذره آروم کن....من خسته شدم
_جیمز بشین سر جات آروم باش
جینی:واقعا خسته نباشی!!
در همان لحظه موبایل هری زنگ زد(تازه زنگ گوشیشم آهنگ فیلم لاو استوری بود....آآآآآآ)هری با دستپاچگی گوشی را برداشت و به آهستگی گفت:الو؟
جینی متوجه تغییر حالت هری شد و با دقت او را زیر نظر گرفت
_نه....فردا؟باشه...باشه....یه لحظه گوشی
هری از جایش بلند شد و به سمت اتاقش رفت. جینی هم که مشکوک شده بود رفتن او را با نگاهش دنبال کرد.
جیمیز گفت:گمون کنم زیر سر بابا بلند شده
_مودب باش جیمز....بار آخرت باشه که اینجوری راجع به پدرت صحبت میکنیا
_خب گمون کنم زیر سر بابا بلند نشده
_جیمز!!!
_مامان من مثلا 18 سالمه ها
جینی به زور تونست از خندیدن خودداری کنه چون این جمله را زمانی که هری هم همسن پسرش بود به کرات میگفت.او با لحن تحکم آمیزی گفت:یه دقیقه همتون سر جاتون بشینید الان میام
_مامان سخت نگیر حالا اگه یه مامان دیگم داشته باشیم چیزی نمیشه
جینی به او چشم غره ای رفت از آشپزخانه خارج شد.هری در اتاق بود و در آن را بسته بود.جینی مخفیانه به حرفهای او گوش میداد که میگفت:عزیم چرا انقدر ناراحتی....حالا قهر نکن قربونت برم(مرتیکه الاغ مگه زن نداری؟!قربون کی میری؟چراغ خطر قبرت داره چشمک میزنه اون وقت قربون صدقه میری؟اونم قربون یکی دیگه؟!!!)نه عزیزم....قهر نکنیا...بگو قهر نکردی که خیالم راحت بشه....فردا میام باشه....چه ساعتی؟10 صبح؟باشه باشه همونجا که قرار بود بریم دیگه...باشه...میبینمت...قربونت برم ....بای بای
جینی دوان دوان به سمت آشپزخانه برگشت و با خونسردی سر جایش نشست.جیمز گفت:چی شد مامان اسم مامان دوممون چ....آخ...چرا پامو لگد میکنی
در همان لحظه هری وارد آشپزخانه شد و گفت:کینگزلی بود...شبم ادمو ول نمیکنن...میگفت کارا وزارتخونه بهم ریخته...نمیزارن که ادم شب کریسمس پیش اعضای خوانوادش باشه(غلط کردی کینگزلی بود دیگه آره؟!!!)...سپس خنده ای فریبنده تحویل جینی دادو با روحیه ای مضاعف سرگرم خودن غذایش شد
جیمز در حالی که با خونسردی به پدرش خیره شده بود گفت:چی شده بابا؟مثل اینکه طرف یهو زدت به برق...همچین شارژ شدی یه دفعه
_جیمز!!!
_خب مگه دارم چی میگم مامان
_جیمز واقعا بی تربیت شدی و من اینو از چشم مادرت میبینم اگه از اول درست تربیتت میکرد....
_بله...بله....چی شد یه دفعه مادر بدی از اب درآمدم!!!تا حالا که بهترین بودم یهو مادر نمونه جایگاهش تغییر کرد!!!
_مگه بد میگم!!!
جینی هم در حالی که بغض گلویش را می فشرد با صدایی لرزان گفت:نه اصلا تو درست میگی .منم که همیشه اشتباه میکینم...حق با توئه
سپس شنابان به سمت اتاقش دوید و در را پشت سر بست
یکشنبه ساعت 9 صبح
جینی با آشفتگی از خواب برخاست و به اطراف نگریست....بوی شدید ادکلن مردانه ای اتاق را پر کرده بود .و انواع کراواتها نیز روی تخت ولو شده بود.در کمد نیز باز بود. تمام کت و شلوارها بهم ریخته بود.جینی حدسهای میزد ولی نمیتوانست باور کند.او گوشی تلفن را برداشت و به هرمیون زنگ زد:
_بفرمایین
_الو هرمیون من جینی ام
_سلام عزیزم چطوری؟کریسمس مبارک
_مرسی کریسمس توام مبارک
_چرا انقدر غمگینی...چیزی شده؟
و ناگهان بغض جینی ترکید و هر آنچه که شب پیش اتفاق افتاد و مکالمه تلفنی مشکوک هری ووضعیت فعلی اتاق را برای هرمیون شرح داد.هرمیون دقایقی را به خاطر تعجب سکوت کرد و سپس گفت:تو مطمئنی اینایی رو که میگی رو درست شنیدی؟
_آره خودم شنیدم....نظر تو چیه
-جیباشو بگرد....موبایلشو چک کن....تعقیبش کن....باهاش خیلی عادی رفتار کم . نزار بفهمه که فهمیدی....ببین نتیجه چیه...حتما خبرم کن
_باشه...کاری نداری؟
_نه عزیزم خدافظ
همان روز وقتی هری از سر کار برگشت جینی مخفیانه تمام جیبهای او را گشت .سپس به سراغ موبایلش رفت و تمام اس ام اس هایش را چک کرد و اینها نتایج حاصل از جستجویش بودند:1_دو عدد تار موی بلوند رو شانه سمت چپ کتش2_بوی ادکلن زنانه رو پیراهن لباش3_پیدا کردن 2 عدد اس ام اس در گوشی موبایلش شامل متن زیر:
قربونت برم...فردا میبینمت...
ساعت9 صبح....
اون دامن صورتیتو بپوش که خیلی بهت میاد...
قربونت برم
هری
................................
عزیزم چراجواب تلفنامو نمیدی؟
ازدستم ناراحتی؟
نمیتونستم بیام دیگه
به جینی و بچه ها قول داده بودم کمه ببرمشون بیرون....
اگه نمیبردمشون بیرون شک میکردن
حتما زنگ بزن
هری
.........
جینی دیگر اطمینان کامل داشت که بدون شک هری یا زن گرفته یا دوست دختر داره(خاک بر سرت هری...خیانتم بلد نیستی بکنی....احمق نمیگی میره موبایلتو چک میکنه؟!!!)
پنجشنبه ساعت 7 شب
_سلام عزیزم پاشو بیا اینجا...جینی و بچه ها رفتن خونه رون و هرمیون و تا 1شب نمیان....بیا متظرتم...خدافظ
ساعت 8 شب
شخص ناشناس یا به عبارتی دوست دختر آقا هری رسید و خلاصه خوش و بش و این حرفا(آفرین دوست دخترت خوشگلتر اززنته...لااقل اینجا سلیقه زدی)
ساعت 8:30
زنگ در به صدا در اومد. دختره هراسون به هری گفت:متظر کسی بود؟!!
هر ی که رنگش مثل گچ دیوار شده بود گفت:ن....
هنوز کلمه (نه) به طور کامل از دهنش بیرون نیومده بود که جینی و دو تا پسرشو و رون و جرج و چارلی و هرمیون ریختن تو خونه...رون با عصبانیت کوبید تو در و گفت:هوی مرتیکه ،اون زنیکه کیه؟
_هری با بیفکری گفت: من نمیدونم
دختره هم پا شد و با عصبانیت زد تو گوش هری و گفت :حالا دیگه منو نمیشناسی؟مردک بزدل و مزدور
سپس به سمت رون رفت و با گستاخی تمام گفت:قرار بود تا اخر این هفته منو ببره محضر و عقدم کنه
رون هم با صدایی که بلند تر و وحشتناکتر از ان امکان نداشت فریاد زد:قرار بود چه کار کنه؟؟!!!!!!هرییییی....می کشمت.....
خلاصه کتک کاری و قمه کشی و خنجر و چاقو کشی و این حرفا و جینی و هرمیونم افتادن به جون دختره و هرمیون مواشو میکشید و جینی دختره رو زیر دست و پاش له میکرد تا انکه پلیس اومد و دختره از جینی و هرمیون شکایت کرد و هری هم از رون و برادراش و برادرای رونم از هری شکایت کردن و همه با هم افتادن بازداشتگاه.....حالا جیمز یواشکی با خودش یه کارد میوه خوری اورده بود یهو چاقو رو روو کرد و گفت:به مامان من خیانت میکنی؟.....حملههههه
دوباره دعوا شروع شد و هری رو انداختن توی انفرادی تا اینکه آقای ویزلی اومد همه رو آزاد کرد و اینا.
راستش دیگه نمیدونم بدش چی شد فقط امروز که رفته بودم قوه قضاییه هری و جینی رو دیدم که داشتن با هم کل کل میکردن و منتظر بودن تا نوبتشون بشه و برن تو دادگاه...احتمالا بعدش میخواستن طلاق بگیرن...با آرزوی خوشبختی برای این دو زوج خوشبختو...راستی یادم رفت بگم....هری داشت به جینی میگف:یه موی طلاییشو به صد تا موای قرمزت نمیدم.....(مرتیکه تا همین چند سال پیش عاشق موای قرمز بودی....مرتیکه....احتمالا در شخصیاتای داستان دچار اشتباه شدم....احتمالا دنیل بوده،نه هری....)
حالا میریم سراغ عکس
روپرت گرینت(مریم و نیلوفر به نظر شما اینجا خیلی شبیه صبا نیست؟)
حالا خبر
خبر اول
ضمنا اما واتسون، هنرمند نقش هرمیون وب سایت شخصی خود را با این خبر که از تعطیلات کریسمس که پیش خانواده اش بود بازگشته و به فیلمبرداری شاهزاده دورگه رفته است، به روز کرده است.
لیست بقیه ی فیلم های انتخاب شده را در ادامه ی خبر ببینید.
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، اسامي سي و چهارمين دوره از جوايز منتخبان سينمايي مردم آمريكا، عبارتند از:
«رابين ويليامز» بهعنوان برترين بازيگر مرد نقش كمدي در سينما
«الن ديجنرس» بهعنوان برترين بازيگر كمدي زن در سينما
«جاني دپ» بهعنوان بهترين بازيگر مرد
«ريس ويتراسپون» بهعنوان برترين بازيگر زن سينمايي
«كاترين هيگل» بهعنوان بهترين بازيگر زن تلويزيوني
«جاستين تيمبرليك» بهعنوان بهترين خواننده مرد
«چاندرا ويلسون» بهعنوان برترين هنرپيشه جذاب
فيلم «خانه» بهعنوان برترين درام تلويزيوني
«دو تا و نصفهاي مرد» بهعنوان كمدي تلويزيوني
«سيمپسونها» بهعنوان برترين شوي انيميشني تلويزيون
«درو باريمور» بهعنوان برترين بازيگر زن نقش اول
«جاكوئين فونيكس» بهعنوان برترين بازيگر مرد نقش اول
«کیرا نايتلي» بهعنوان برترين بازيگر زن نقشهاي اكشن
«مت دمون» بهعنوان برترين بازيگر مرد نقشهاي اكشن
«برت پيت و جورج كلوني» بهعنوان برترين زوج هنري
«دزدان دريايي كارائيب: در انتهاي دنيا» بهعنوان برترين فيلم سينمايي
«هري پاتر و دزدان دريايي كارائيب» بهعنوان برترين درام سينمايي
«Knocked Up» بهعنوان بهترين كمدي سينمايي
«اولتيماتوم بورن» بهعنوان برترين فيلم اكشن سينمايي
«شرك 3» بهعنوان برترين فيلم خانوادگي
«دزدان دريايي كارائيب: در انتهاي دنيا» بهعنوان برترين سه قسمتي
«جين شدن» بهعنوان برترين فيلم مستقل سينمايي
اعضاي گروه موسيقي «راسكال فلتز» بهعنوان برترين گروه موسيقي كانتري
«پاتريك دمپسي» بهعنوان برترين بازيگر مرد نقش كمدي تلويزيوني
به گزارش فارس؛ جوايز منتخبان مردم در دو بخش سينما و تلويزيون هرساله كمي پيش از برگزاري مراسم گلدن گلوب و اسكار برگزار ميشود كه امسال نيز عليرغم فضاي متشنج ناشي از اعتصاب فيلمنامه نويسان هاليوودي براي سي و چهارمين سال پياپي در لسآنجلس برگزار شد.
نتايج اين جوايز هرساله تاثيري بهسزا در نتايج اسكار داشته است
خبر دوم
وب سایت بزرگ و معتبر سینمایی IMDb لیست “۲۵ ستاره سال ۲۰۰۷ خود را منتشر کرد و دنیل رادکلیف و اما واتسون به ترتیب در ردیف 17 و 22 این لیست جا گرفته بودند.
بزرگترین پایگاه اطلاعات سینمایی روی کره ی زمین دروصف این دو نوجوان هنرمند نوشت…
17. دنیل رادکلیف
(سال پیش در ردیف 22 بود)
پسر جادوگری که با هری پاتر و محفل ققنوس تاریک و دلهره آور خیلی سریع بزرگ شد. رادکلیف با بازی در پسران دسامبر و تئاتر اکوس لندن که به زودی به برادوی امریکا هم می آید، جسارت خود را برای ایفای نقشی خارج از قلمرو هری پاتر به رخ همگان کشید.
22. اما واتسون
(سال پیش در ردیف 16 بود)
هرمیون گرنجر با خونخواهی در هری پاتر و محفل ققنوس تابستان امسال بازگشت و این هنرمند جوان با گفتن اینکه شاید دیگر در هری پاتر بازی نکند طوفانی به راه انداخت. (نگران نباشید، او در هری پاتر می ماند
چیه؟بازم خبر میخوای؟پرو شدیا پاشو دیر وقته...پاشو برو خونت...زود باش....باز واساده منو نگاه میکنه.برو خونت دیگه بچه

